سرگیجه و سردرد

سرگیجه و سردرد

سرگیجه و سردرد

یکی از بیماریهایی که باعث ایجاد سرگیجه و سردرد می شود میگرن دهلیزی است

میگرن دهلیزی چیست؟

میگرن یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات مزمن در ایالات متحده است. این بیماری تقریبا به اندازه فشار خون بالا، شیوع دارد و شیوع آن بیشتر از آسم و دیابت شیرین است. از همه مهمتر، میگرن در طی سالهایی که انتظار می‌رود پربارترین سال های زندگی باشد، مردم را مبتلا می‌کند: بین 20 تا 40 سالگی برای بیشتر زنان، با دامنه سنی کمی ‌بیشتر برای مردان.

علیرغم قابلیت های تشخیصی بهتر و تلاش برای ارتقا سطح آگاهی و آموزش عمومی، تخمین زده می‌شود که تقریباً 50٪ از میگرن ها تا به امروز تشخیص داده نشده یا تحت مدیریت نادرست قرار می‌گیرند. بسیاری از افراد خوددرمانی می‌کنند یا برای سینوس یا دیگر انواع غیر میگرنی سردرد به طور نامناسب درمان می‌شوند.

میگرن که معمولاً به عنوان “سردرد بیمار” توصیف می‌شود، به طور معمول با شروع یک طرفه درد سر، شدت پیشرونده درد، حالت ضربانی یا کوبیدن و تداخل در فعالیت های معمول فرد مشخص می‌شود. معمولا همراه با علائم فوتوفوبیا (حساسیت به نور) یا حساسیت به صدا (عدم تحمل صدا) و همچنین حالت تهوع و یا استفراغ است و اغلب منجر به ناتوانی در انجام کارهای روزمره می‌شود.

 

اختلال عملکرد میگرن و دهلیز

تقریباً 40٪ بیماران میگرنی دارای برخی از سندرم دهلیزی همراه هستند که شامل اختلال در تعادل و یا سرگیجه در یک زمان دیگر است. این ممکن است قبل، حین، بعد از آن یا کاملاً مستقل از واقعه میگرن باشد. برخی موازنات جالب بین اختلال عملکرد دهلیزی میگرنی و غیر میگرنی وجود دارد. بسیاری از مواد غذایی و محرک های محیطی برای میگرن همان مواردی است که در بیماران با اختلال عملکرد دهلیزی غیر میگرنی وجود دارد. نوسانات هورمونی، غذاها و تغییرات آب و هوایی (تغییرات فشار) اغلب هر دو وضعیت را تشدید می‌کند. سرانجام، اصلاحات رژیم غذایی و داروهای خاص مورد استفاده در مدیریت میگرن ممکن است باعث بهبود یا جلوگیری از جزء دهلیزی میگرن شود.

تظاهرات بالینی علائم دهلیزی که اغلب با میگرن ارتباط دارند شامل سرگیجه است (اما محدود به آن نمی‌شود). عدم تحمل حرکت نسبت به سر، چشمها و/ یا بدن؛ حملات سرگیجه خود به خودی (اغلب با تهوع و استفراغ همراه است)؛ کاهش تمرکز چشم با حساسیت به نور؛ حساسیت به صدا و وزوز گوش؛ از دست دادن تعادل و آتاکسی؛ گردن درد همراه با اسپاسم عضلانی در عضله فوقانی ستون فقرات گردنی. سردرگمی و تغییرات شناختی؛ عدم آگاهس یه موقعیت فضایی؛ و اضطراب/ وحشت.

در حالی که میگرن غالباً با سرگیجه عودکننده خوش خیم بزرگسالان یا سرگیجه پاروکسیسمال در دوران کودکی در ارتباط است، بیمار میگرنی حتی پس از پایان واقعه سردرد میگرنی نیز دارای سرگیجه وضعیتی حمله‌ای خوش خیم (BPPV) هستند. تصور می‌شود که این امر ناشی از ترکیبی از حوادث عروقی همراه با تغییر فعالیت عصبی مرتبط با رویداد میگرن باشد. اعتقاد بر این است که این تغییرات بیشتر روی اتریکول و/ یا قسمت فوقانی عصب دهلیزی و شریان دهلیزی قدامی اثر میگذارد تا ساکول و قسمت تحتانی عصب دهلیز و سرخرگ دهلیزی خلفی. این ممکن است توضیح دهد که چرا اغلب نتایج طبیعی با آزمایش های پتانسیل عضلانی برانگیخته دهلیزی (VEMP) در بیماران میگرنی دیده می‌شود که BPPV واقعی ندارند. با اینحال VEMP همچنان می‌تواند در تمایز تظاهرات بالینی میگرن در مقابل سندرم منیر یا BPPV مفید باشد. معمولاً به دنبال یک حادثه میگرنی، شدت VEMP معمولاً بیش از حد پاسخ می‌دهد، در حالی که با تشدید منیر، شدت پاسخ گوش کمتر خواهد شد و در موارد BPPV نیز، زمان نهفتگی پاسخ معمولاً طولانی می‌شود.

 

عوامل ایجاد کننده میگرن دهلیزی

توجه: برخی از عوامل محرک زیر ممکن است در انواع دیگر اختلالات دهلیزی نیز وجود داشته باشد.

  • محرک های غذایی
  • پنیرهای کهنه یا رسیده (نمونه ها: چدار، گرویر، اممنتالر، استیلتون، بری، گودا، رومانو، پارمزان، فتا، بلو، کاممبر)
  • غذاهایی که حاوی مقادیر زیادی مونوسدیم گلوتامات (MSG) هستند. غذاهای آسیایی اغلب مقادیر زیادی MSG دارند.
  • گوشت دودی یا فرآوری شده مانند بیکن، سوسیس، ژامبون، سالامی، پپرونی، شاه ماهی ترشی، بولونیا، جگر مرغ و هات داگ
  • غذایی که با نرم کننده گوشت، سس سویا، سرکه (به جز سرکه سفید) یا عصاره مخمر تهیه می‌شود و غذایی که تخمیر، ترشی یا مارینار شده باشد
  • غلاف نخود و غلاف لوبیا مانند لوبیای لیما و سرمه ای
  • پیاز، زیتون، خیارشور
  • الکل (به ویژه شراب قرمز، بندر، شری، اسکاچ، جین و بوربن)
  • خامه ترش، ماست، دوغ
  • نان تازه و گرم، کیک قهوه، دونات
  • آسپارتام بیش از حد (شیرین کننده مصنوعی)
  • شکلات، کاکائو
  • آجیل، کره بادام زمینی
  • میوه های خاص از جمله انجیر، آووکادو، کشمش، آلو قرمز، میوه شور، پاپایا، موز و مرکبات
  • چای، قهوه، کولا بیش از حد

 

محرک های دیگر سرگیجه و سردرد

  • نوسانات هورمونی
  • تغییرات فشار
  • اختلال خواب
  • استرس
  • داروها

 

تشخیص سندرم های میگرن

بیشتر افراد میگرن را با درد شدید سر و یک دوره ناتوانی مرتبط می‌دانند. با این حال، بخش بزرگی از افراد مبتلا به میگرن اغلب بدون درد هستند، علائم غالب آنها در عوض سرگیجه (احساس چرخش) یا گیجی/ عدم تعادل (از دست دادن تعادل)، گیجی ذهنی، گمراهی، دیس آرتری، اعوجاج بینایی یا تغییر در وضوح بینایی، یا بی حسی اندام. این حالات ممکن است منجر به مراجعه به اورژانس و آزمایشات گسترده، تصویربرداری و سایر ارزیابی های تشخیصی شود (که اغلب نتایج طبیعی دارند و منجر به افزایش سردرگمی ‌و اضطراب از طرف بیمار می‌شود). علاوه بر این، داروهای ضد استفراغ اغلب تجویز می‌شود که ممکن است دارای عوارض جانبی خواب آوری همراه با افزایش بی ثباتی وضعیتی و افزایش خطر سقوط باشد.

پزشکان با این حالت روبرو هستند که سعی در استفاده از روشهای آزمایش بالینی عینی برای تعیین علت (علل) علائم بیمار و بهینه سازی درمان دارند. اغلب، ترکیبی از علل وجود دارد که می‌تواند روند تشخیص را پیچیده یا مبهم کند.

برای تشخیص بهتر بیماران مبتلا به اختلالات سردرد اولیه، پزشکان باید از طبقه بندی بین المللی اختلالات سردرد در انجمن بین المللی سردرد استفاده کنند. این معیارها، که توسط متخصصان مغز و اعصاب و سایر متخصصان سردرد استفاده می‌شود، تقریباً در همه کتابخانه ها، به صورت آنلاین یا چاپی به راحتی در دسترس است.

سردردهای میگرنی (با هاله یا بدون هاله)، سردرد تنشی، سردرد خوشه ای، همی کرانیا پاروکسیسم و سردرد مزمن روزانه اکثریت عمده اختلالات سردرد اولیه را تشکیل می‌دهند. انواع میگرن، مانند سردرد پس از سانحه ناشی از آسیب دیدگی مغزی، میگرن تحت فشار و سردردهای ارگاسماتیک خوش خیم، بیشتر شناخته می‌شوند. این حالات مختلف ممکن است با سندرم دهلیزی همراه شوند که اغلب از سردرد اصلی ماندگارتر و ناتوان کننده تر است.

 

مکانیسم های میگرن

ظهور فن آوری های جدید، مانند مطالعات تصویربرداری عملکردی/ پویا در مستند سازی تکامل فرآیندهای میگرن نویدبخش است. در نتیجه، درک بهتری از روند عروقی و عصبی میگرن ایجاد شده است.

اجماع بر این است که انواع سردرد که در بالا ذکر شد (به ویژه انواع میگرن/ عروقی) مربوط به پاتوفیزیولوژی مختلط هستند، با گسترش مغزی دپرشن Leão (گسترش خود به خودی بار الکتریکی در امتداد قشر) و به دنبال آن گیرنده های درد واقع در ساقه مغز نه چندان دور از دستگاه دهلیزی. سپس انتشار انتقال دهنده های عصبی منجر به گشاد شدن رگ های خونی نزدیک پوست سر و سایر ساختارهای خارج از ماده مغز می‌شود.

تصور می‌شود میگرن یک بیماری ارثی است که باعث ایجاد “آسیب پذیری” در برابر تخلیه غیرطبیعی نورون ها (متفاوت از آنچه در صرع مشاهده می‌شود) شده که ترجیحاً مناطق ساقه مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و توسط یک رویداد شیمیایی ایجاد می‌شود.

نظریه عروقی مدت هاست که مورد قبول واقع شده است (و شاید بهتر بتوان آن را درک کرد) که ممکن است پذیرش اجزای عصبی و تظاهرات دهلیزی همراه را برای برخی از پزشکان دشوار کند.

مکانیسم دقیق میگرن هنوز کاملاً مشخص نیست. اما از آنجا که ثابت شده است که پاتوفیزیولوژی میگرن فقط عروقی نیست و اکنون تصور می‌شود ترکیبی از فرآیندهای عروقی و عصبی تغییر یافته باشد، پذیرش و درمان وستیبولوپاتی مرتبط با میگرن راحت تر است.

ارزیابی و آزمایش

میگرن و انواع آن باید در محیط بالینی با ترکیبی از مدیریت پزشکی و تکنیک‌های آزمایش جامع و توانبخشی که کاملترین و پایدارترین سود را برای بیمار دارند، مورد توجه قرار گیرد.

بیماران مبتلا به سرگیجه همراه با میگرن (MAV) اغلب توسط متخصصین شنوایی سنجی و درمانگران توانبخشی دهلیزی برای ارزیابی و درمان مشاهده می‌شوند. این متخصصان پیراپزشکی غالباً برای کمک به پزشک مراقبت های اولیه برای تشخیص MAV مورد نیاز هستند.

پس از یک تاریخچه گیری اولیه و کامل، از جمله تلاوت علائم مداوم و اختلال در فعالیت های زندگی روزمره، برای تعیین برنامه مراقبت و درمان بهینه، معمولاً آزمایشاتی انجام می‌شود. تعداد زیادی از روش ها برای آزمایش بیماران مبتلا به MAV در دسترس است و هنوز پروتکل آزمایش بهینه برای این جمعیت مشخص نشده است. برخی از ترکیبات تست شنوایی رایانه ای و عملکرد دهلیزی به طور معمول استفاده می‌شود، از جمله آزمایش وضعیتی با ویدئواوکولوگرافی، ارزیابی اوکولوموتور و رفلکس دهلیزی-چشمی (VOR)، ثبات گیز و/ یا تست اندازه حدت بینایی داینامیک؛ تست مجرای افقی با vENG (الکترونیستاگموگرافی ویدئویی)، تست کالریک یا صندلی چرخشی (ترجیحی)، شنوایی سنجی و ABR (آزمون پاسخ برانگیخته شنوایی ساقه مغز)؛ تعادل عملکردی و ارزیابی راه رفتن با CDP (پاسچروگرافی دینامیک کامپیوتری) و VEMP.

یک مولفه مهم ارزیابی، ثبت دقیق میزان محدودیت ظرفیت های عملکردی روزانه است. تعدادی پرسشنامه و شاخص برای این منظور استفاده شده است، از جمله پرسشنامه سرگیجه جاکوبسن، شاخص راه رفتن داینامیک، مقیاس اطمینان تعادل ویژه فعالیتها، آزمون Timed Up و Go و سایر موارد.

درمان

این روش که بالاترین تأثیر را در مدیریت سرگیجه میگرن دارد، ترکیبی از داروها، توانبخشی دهلیزی و اصلاح سبک زندگی است که شامل محدود کردن عوامل خطر مرتبط با میگرن (موارد مربوط به رژیم غذایی، خواب، استرس، ورزش و محیط) است.

 

دارو

داروها ممکن است برای جلوگیری از میگرن یا توقف آن تجویز شوند. داروهایی که برای جلوگیری از حملات مکرر میگرن استفاده می‌شوند، شامل بتا بلاکرها، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، مسدود کننده های کانال کلسیم و داروهای ضد تشنج خاص (Depakote و Topamax) هستند. طی چند سال گذشته، ونلافاکسین (Effexor XR) به یکی از درمان های دارویی پیشگیرانه مورد علاقه بیماران مبتلا به سرگیجه مرتبط با میگرن تبدیل شده است. داروهایی که معمولاً برای جلوگیری از میگرن استفاده می‌شوند، آسپرین، ایبوپروفن، ایزومتفتین موکات و تریپتان ها مانند Imitrex و Relpax هستند. برخی از این داروها با جلوگیری از عملکرد سروتونین (انتقال دهنده عصبی که باعث انقباض رگهای خونی بزرگ می شود) یا پروستاگلاندین ها (خانواده ای از مواد شیمیایی تحریک شده توسط استروژن که باعث انبساط و انقباض رگ های خونی می‌شوند)، عمل می‌کنند.

 

توانبخشی دهلیزی

سرگیجه و سردرد

فواید توانبخشی دهلیزی به طور کامل برای کاهش علائم و بازیابی عملکرد اختلالات مرتبط با دهلیز به اثبات رسیده است. معمولاً برای بیمار مفید است که داروهای تجویز شده را قبل از شروع دوره توانبخشی دهلیزی شروع کند. این ممکن است تحمل بهتری را در رژیم ورزشی، بدون تشدید علائم ایجاد کند. شدت دوره توانبخشی به تدریج با افزایش توانایی های بیمار، افزایش می‌یابد اما هنوز در حد کافی پایین است تا یک رویداد دیگر میگرن آغاز نشود.

برای بیمارانی که تغییراتی در عملکردهای حرکتی چشم و نقص VOR ایجاد می‌کنند و باعث اختلال در ادراک بینایی می‌شود، یک برنامه توانبخشی متمرکز متشکل از تمرینات VOR و ثبات گیز که بر دقت بینایی تأکید دارند، موثر است. دستگاه های مختلف ردیابی چشم به صورت تجاری در دسترس هستند که به معاینه کننده اجازه می‌دهد تا نه تنها توانایی بیمار در ردیابی بصری اشیا را کنترل کند، بلکه “روش” ردیابی چشم که توسط بیمار استفاده می‌شود نیز ارزیابی گردد. آگاهی فضایی ممکن است تغییر کند و تمرینات تأکید بر ادراک و درک بصری در این حالت مفید هستند. جداسازی افزایشی زمینه های دید در حین تمرینات ردیابی بصری ممکن است در تثبیت تغییرات از نظر موقعیت مفید باشد. تمرینات تعامل دهلیزی-بینایی همچنین توانایی ردیابی چشم را بهبود می‌بخشد. مشخص شده است که تمرینات مخصوص سرعت، بیشترین تأثیر را دارند. سرعت تمرینات باید با کاهش سرعت اندازه گیری شده در نتایج آزمون مطابقت داشته باشد. انجام تمرینات بازآموزی بصری با سرعت تصادفی و نه با سرعت خاص ممکن است تأثیر کمتری داشته باشد. در مواردی که BPPV وجود دارد، انجام مانورهای درمانی کانال موثر است و به دنبال آن تمرینات عادت پذیری در خانه انجام می‌شود.

در بیماران مبتلا به گردن درد و اسپاسم عضلات گردن که دامنه حرکتی را محدود می‌کند، درمان همچنین ممکن است شامل روشهای مختلف، تحرک دستی و کشش بخشهای فوقانی گردن باشد، به منظور کاهش اسپاسم عضلات و محافظت و بازیابی تحرک طبیعی گردن. به عنوان مکمل درمانی، تزریق بیشتر بلوک کننده عصب پس سری (GON) اغلب در کاهش علائم و بازیابی حرکت مفید است. برخی از پزشکان معالج در حال حاضر از بوتاکس در این تزریقات برای اثر ماندگارتر استفاده می‌کنند.

اصلاحات سبک زندگی

برای درمان میگرن (سرگیجه و سردرد )تلاش مداوم بیمار برای رعایت اصلاحات لازم در سبک زندگی (از جمله اجتناب از عوامل میگرنی ذکر شده در بالا)، استفاده از دارو طبق دستورالعمل، و کارهای خاص و تمریناتی که به طور مستقل در خانه انجام می‌شود برای موفقیت برنامه توانبخشی کلی حیاتی است. چنین پایبندی برای کاهش موثر علائم و محدودیت های عملکرد ناشی از سرگیجه همراه با میگرن (MAV) ضروری هستند.

 

نتایج آزمایش دهلیزی که معمولاً در بیماران مبتلا به گیجی مربوط به میگرن مشاهده می‌شود

در طی فیلمبرداری ویدئویی، یک ویژگی شایع این است که ثبات ضعیف در نگاه با “لغزش” چشم وجود دارد که اغلب همراه با نیستاگموس خودبخودی جهت دار به سمت بالا یا پایین است، که با اضافه شدن فیکسیشن، سرکوب نمی‌شود. نیستاگموس جانبی ناشی از نگاه به یک طرفه یا دو طرفه معمولاً مشاهده می‌شود. همچنین ممکن است توانایی مهار عملکرد رفلکس چشم دهلیزی (VOR)، برای دستیابی به مانورهای تعقیب چشم و سر، کاهش یابد. این نتایج ممکن است به این دلیل باشد که تصور می‌شود مخچه (که مسئول هماهنگی عملکردهای تثبیت نگاه است) در تغییرات عروقی و عصبی مرتبط با میگرن نقش دارد.

آزمایش سایر عملکردهای مخچه ای (شامل حرکات هماهنگ اندام ها) ممکن است نتایج عادی داشته باشد، بدون بی ثباتی وضعیتی یا آتاکسی/ آپراکسی قابل مشاهده، اما بی ثباتی وضعیتی اغلب مشهود است. آزمایش‌های پیگیری روان اغلب نتایج غیرعادی را به همراه دارد (اگرچه این آزمایشات را باید از تغییرات مربوط به سن متمایز کرد). بنابراین، ممکن است فقط آن فرآیندهای عصبی مخچه مرتبط با حرکات چشم هماهنگ در میگرن تحت تأثیر قرار بگیرند، و نه اتصالات عصبی شامل پایداری وضعیتی.

پاسچروگرافی دینامیک رایانه ای (CDP) ممکن است نتایج مثبتی برای بی ثباتی وضعیتی به دست آورد، به ویژه هنگامی‌که در ترکیب با حرکات سر برای انجام وظیفه دوگانه و درگیری سیستم اتولیتیک استفاده شود. تغییرات در استراتژی های تعادل معمولاً اندازه گیری می‌شوند و لازم است با توجه به اقدامات آزمایشی، با تمرینات ویژه تعادل برطرف شوند.

تست حرکت ساکادی چشم معمولاً طبیعی است، اما ممکن است یک نیستاگموس برگشتی در پی شلیک های عصبی بیش از حد وجود داشته باشد. آزمایش گیز جهت دار معمولاً غیر طبیعی است، همانطور که تست تکان سر Halmagyi نیز انجام می‌شود. تست HIT (آزمایش ضربه سر) ممکن است در مستندسازی یافته های عینی رفلکس دهلیزی-چشمی و نقص ثبات گیز مفید باشد. با مانور وضعیتی دیکس-هالپایک (مگر اینکه BPPV واقعی نشان داده شود)، هیچ جرء چرخشی نیستاگموسی معمولاً مشهود نیست. با این وجود در فاز حاد میگرن ممکن است نیستاگموس چرخشی دو طرفه به آزمایش وضعیتی و گیز اضافه شود.

با ارزیابی رفلکس دهلیزی-چشمی غیرفعال از طریق روشهای خودکار یا با صندلی چرخشی مکانیکی، معمولاً مقداری افزایش غیر عادی همراه با تغییر فاز همراه مشهود است. تعاملات بینایی-دهلیزی می‌تواند کاملاً غیرطبیعی بوده و علائم افزایش سرگیجه، اغلب همراه با حالت تهوع همراه باشد. نیستاگموس پس از اپتوكینتیك (OKAN) معمولاً به طور متقارن طولانی می‌شود. ارزیابی SVV غالباً غیرطبیعی است و همراه با تغییر حس موقعیت مکانی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *